على اصغر شميم
186
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
روايات ديگرى نيز در دست است كه درجهى اعتقاد اطرافيان شاه را نسبت به او و طرز قضاوت آنان را دربارهى ناصر الدين شاه مىرساند . از آن جمله شرحى است كه مؤلف كتاب منتظم ناصرى در مورد گفتگوى اميركبير با ميرزا آقا خان نورى ( پيش از خلع امير از صدارت ) آورده ، ميرزا آقا خان خطاب به اميركبير مىگويد : « هركه در حضرت پادشاه خاضع و خاشع نشود ، ستارهى بخت خويش را هابط و راجع دارد . نبينى كه من اطاعت سلطان را چون طاعت يزدان تن در دادهام و حكم پادشاه را چون فرمان اللّه گردن نهادهام ، مگر نشنيدهاى كه بزرگترين گناه در حضرت اللّه ، تكبر و انانيت و خودپسندى و خويشتنبينى است ، نه آخر پادشاه ظل اللّه است ، هرگز اين خودپسندى تو بر خويشتن نپسندد و به كيفر اين كبر و خيال ، روزى تو را مبتلا سازد . » از مقايسهى مفاد روايت مؤلف منتظم ناصرى با مفاد حكايتى كه از قول سرپرسى سايكس نقل كرديم ، چنين برمىآيد كه آنچه بعضى از مورخين دربارهى ندامت و پشيمانى ناصر الدين شاه از قتل اميركبير نوشتهاند ، چندان دور از حقيقت نبايد باشد . اين مرد مغرور همينكه خود زمام امور كشور را در دست گرفت و به معضلات و مشكلات كار مملكتدارى آشنا شد و بىكفايتى و بىلياقتى ميرزا آقا خان نورى و امثال او را دريافت ، به شخصيت ممتاز و درجهى لياقت و كياست صدراعظم از دست رفته خود پى برد و گاهى به مناسبتى نامى از امير بر زبان مىراند . شايد اين انتباه در عزل ميرزا آقا خان نورى از صدارت و گرايش شاه به رجال نسبتا خوشنام و روشنفكر چون حاجى ميرزا حسين خان مشير الدوله و مستوفى الممالك و امين الدوله و امثال آنانكه كموبيش از افكار بلند اميركبير پيروى مىكردند بىتأثير نبوده است . نكتهى ديگرى كه در اين مورد تذكر آن را لازم مىدانيم ، اين است كه ناصر الدين شاه با قتل اميركبير سدى را كه آن مرد نيرومند در برابر اعمال نفوذ مأمورين سياسى روسيه و انگليس ايجاد نموده بود ، با دست خود شكست و زمانى به خود آمد كه خواه و ناخواه تحت تأثير دو سياست متضاد دو دولت همسايه قرار گرفته و ناگزير بود كه براى حفظ مقام و سلطنت خود گاهى به انگلستان و زمانى به روسيه روى خوش نشان بدهد و توقعات نارواى آن دو دولت را بپذيرد . در اين مورد منابع انگليسى يا بر سبيل مبالغه و يا به منظور اثبات حقانيت سياست بريتانيا به ذكر شواهد و مواردى پرداختهاند كه تمايل شديد ناصر الدين شاه را به سياست روسيه تزارى نشان مىدهد و حتى اين دسته از نويسندگان انگليسى اميركبير را نيز دستنشاندهى روسيه و مجرى نيات و مقاصد آن دولت در ايران قلمداد كردهاند « 1 » . قدر مسلم اين است كه ناصر الدين شاه در كشاكش رقابت سياسى و استعمارى روسيه و انگليس يا خيل
--> ( 1 ) - خوانندهى گرامى به شرح حال اميركبير در فصول گذشته رجوع نماييد .